محمد صالح جونمحمد صالح جون، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
کوثر جونکوثر جون، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

محمدصالح جون

نی نی داره نماز میخونه

وقتی تلویزیون به استقبال اذان میره،یه کمی ما از شلوغ کاریهات راحت میشیم از اول قرآن تا آخر اذان جلوی تلویزیون میشینی،البته گاهی هم با اونا هم نوا میشی مخصوصا قرآن خوندن تا قاری قرآن میگه:اعوذ باا...،شما هم با همون لحن تکرار میکنی با موذن هم که دستتو رو گوشت میزاری و اَ بَر میگی من هم همون لحظه میتونم با آرامش نماز بخونم اما ... تا میبینی که من واستادم به نماز فوری مهرمو بر میداری و دستاتو بالا میبری و میگی :اَ بَر   اینم یه صحنه از نماز خوندنت خدا حفظت کنه عزیزم ...
31 فروردين 1393

20 ماهگیت مبارک

    درست همزمان با روز مادر ، گلپسرمون 20 ماهه شده یعنی 20 ماهه که من مادر شدم!!!!!!!  چقد زود گذشت فرهنگ لغت محمدصالح جون : اَ لو =هنگام در دست گرفتن تلفن اُخخخ = وقتی جاییش درد میگیره،یا به جایی میخوره اُقال = پرتقال آقا =آقاجون و آقای خامنه ای نی نی اینَه = ایناهاش ،چیزی که پیدا میکنه من نای نای  مَ = وقتی شیر میخواد دُغَ = دوغ   دَه = وقتی ازت میپرسم مامانو چندتا دوست داری میگی: دَه و ... و کلماتی مشابه بُقَ ، لُقَ  ،    اوج هیجان محمدصالح جونه،مخصوصا وقتی توپ میبینه.       ...
31 فروردين 1393

روز مادر مبارک

فاطمه(س) یعنی  چشمه جوشان عشق ،  سایه اش شیرازه دیوان عشق   مادر! در ستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت. روزت مبارک من و بابایی و محمدصالح جون از اینجا دست مامانی و مامان جون میبوسیم و این روز عزیز به هر  دوتاییشون تبریک میگیم اینم یه سبد گل زیبا هدیه مجازی ما(البته خودشون گلند)       ...
30 فروردين 1393

سال نو مبارک،عزیزم

سال 92 با همه خوشی هاش و سختی هاش  و ... خداحافظی کرد سال 93 با کلی آرزو و ایشاا... فرج آقا شروع شد لحظه سال تحویل بر خلاف سالهای گذشته نشد که کنار باباجون و عمو جون باشیم(چون شب بود) ولی یادشون سر سفره هفت سین کنارمون بود(خدا رحمتشون کنه) امسال به دلیل اینکه آقا جون اینا خیلی تنها بودن،من و بابایی تصمیم گرفتیم لحظه سال تحویل کنارشون باشیم خداروشکر دوباره سال جدیدو زیر سایه بزرگترامون(آقا جون و مامانی و مامان جون) شروع کردیم تو سال جدید آرزوی سلامتی برای همه پدر مادر ها دارم،خدا سایشونو از سرمون کم نکنه درست لحظه سال تحویل ،گلپسرم وقتی دید همه دارن قرآن میخونن،قرآنو برداشت و شروع کرد به خوندنش و با همون زبون خودش برای همه...
19 فروردين 1393

رسم مهمون نوازی یا ؟

سلام به گلپسرم شرمندتم از اینکه دیر وبتو آپلود میکنم (به خاطر مشغله قبل عید وبعدش و...)   قبل عید، دایی جون به همراه مامانی و آقاجون و مامان جون به کربلا مشرف شده بودن در نبود دایی جون،گلپسراش(مهدی جون و ابولفضل جون) یه روز به ما افتخار دادن و مهمون ما شدن اولش خیلی رسم مهمون نوازی رعایت شد ولی از بعدش نپرس ...(؟آخه دلتنگ مامان ، بابا بودن)       ...
19 فروردين 1393
1